The Sound Of Meeting

It is nice to be important but It is important to be nice

به ارامی اغاز به مردن می کنی!



به ارامی اغاز به مردن می کنی


اگر سفر نکنی

اگر کتاب نخوانی

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی

اگر از خودت قدر دانی نکنی.

به ارامی اغاز به مردن می کنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به ارامی اغاز به مردن می کنی

اگر برده ی عادات خود شوی

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی

اگر روزمرگی را تغییر ندهی

اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به ارامی اغاز به مردن می کنی

اگر از شور و حرارت

از احساسات سرکش

و از چیز هایی که چشمانت را به درخشش وا می دارند

و ضربان قلبت را تندتر می کنند

دوری کنی.

تو به ارامی اغاز به مردن می کنی

اگر هنگامی که با شغلت یا عشقت شاد نیستی

ان را عوض نکنی

اگر برای مطمئن در نا مطمئن خطر نکنی

اگر ورای رویاها نروی

اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یک بار در تمام زندگیت

ورای مصلحت اندیشی بروی.








ادامه مطلب

برچسب ها:پابلو نرودا، شاعر: پابلو نرودا، ترجمه: احمد شاملو، عشق، کتاب، رنگ، زندگی،
[ دوشنبه 25 اسفند 1393 ] [ 02:00 ب.ظ ] [ love of god ] [ برگ پاییزی() ]

وجدان خفته

نامم را پاک کردی...یادم را چه میکنی؟

یادم را پاک کنی...عشقم را چه میکنی؟

اصلا همه را پاک کن

هر آنچه که از من داری

از من که چیزی کم نمیشود......

فقط بگو با وجدانت چه میکنی؟

نکند آن را هم پاک کرده ای؟

نــــــــــه شدنی نیست...

نمیتوانی آنچه که نداشتی را پاک کنی...




طبقه بندی: حرف دل...،
برچسب ها:وجدان، عشق، پاک، جملات زیبا،
دنبالک ها:منبع،
[ دوشنبه 12 آبان 1393 ] [ 09:30 ب.ظ ] [ love of god ] [ برگ پاییزی() ]

ببار بارون









ببار بارون که دلتنگم ... مثال مرده بی رنگم

ببار بارون کمی آرام.... که پاییز هم صدایم شد

که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد

ببار بارون بزن بر شیشه قلبم ... بکوب این شیشه را بشکن

که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد

ببار بارون که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش

ببار بارون درخت و برگ خوابیدن اقاقی ...یاس وحشی ...

کوچه ها روزهاست خشکیدن

ببار بارون جماعت عشق را کشتند

کلاغا بوته سبز وفا را بی صدا خوردن ولی بارون ،

تو با من بی وفایی تو هم تا خانه ی همسایه می باری

و تا من می شوی یک ابر تو خالی ببار

بارون ببار بارون ...... که تنهایم




طبقه بندی: *باران*،
برچسب ها:پاییز، بارون، تنها، تنهایی، عشق، دلتنگی، جملات زیبای احساسی،
دنبالک ها:منبع،
[ دوشنبه 21 مهر 1393 ] [ 04:21 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

یک نفر امد قرارم را گرفت

یک نفر آمد قرارم را گرفت

برگ با رو شاخسارم را گرفت

چهار فصل من بهار بود حیف

با پاییزی بهارم را گرفت

اعتباری داشتم در پیش عشق

با نگاهی اعتبارم را گرفت

عشق یا چیزی شبیه عشق بود

آمد و دادرو ندارم را گرفت.....




طبقه بندی: حرف دل...،
برچسب ها:بهار، شعر غمگین، عشق، حرف دل...،
دنبالک ها:منبع،
[ چهارشنبه 19 شهریور 1393 ] [ 07:58 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]