تبلیغات
The Sound Of Meeting - مطالب اشعار سامان سعیدی

The Sound Of Meeting

It is nice to be important but It is important to be nice

چشمای تو

به چشم من نگاه نكن ، دوباره گریت می گیره

 

 ساده بگم كه عشق من ، باید تو قلبت بمیره

 

 فاصله بین من و تو ،‌ از اینجا تا آ سموناست

 

خیلی عزیزی واسه من ، ولی زمونه بی وفاست

 

قسم نخور كه روزگار ، به كام ما دو تا نبود

 

به هر كی عاشقه بگو ، غم كه یكی دو تا نبود

 

بگو تا وقتی زنده‌ام ، نگاه تو سهم منه

 

هر جای دنیا كه باشی ،‌دلم واست پر میزنه

 

برای این در به دری ، تو بهترین گواهمی

 

دروغ نگو ، كه می دونم همیشه چشم به راهمی


ادامه مطلب



طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
برچسب ها:کلیات اشعار سامان سعیدی، اشعار سامان سعیدی، چشمای تو، وفا، دروغ،
[ دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 ] [ 03:27 ب.ظ ] [ love of god ] [ برگ پاییزی() ]

ظالم مباش...

در روزگار بیکسی ظالم مباش ای نازنین


محض رضای آن خدا یک دم کنار من بشین

 

در کوچه و بازار شهر تنها یرای یک نگاه


آیا تو راضی می شوی دائم بشینم در کمین

 

از بس ز شرح دوریت شعر و غزل ها گفته ام


نام و نشان بی وفا مهری شده بر این جبین

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
برچسب ها:اشعار سامان سعیدی، ظالم مباش، باغ فین کاشان،
[ یکشنبه 24 فروردین 1393 ] [ 06:58 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

پاداش عشق

وقتی خدا تو عالم اسم تو رو می نوشت


بذر محبتت رو فقط تو قلب من کشت

 

گفت که اگه کنارت باشم تا آخر راه

 

به پاس عاشقیمون هر دو میریم تو بهشت

 

 





طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
[ جمعه 15 فروردین 1393 ] [ 06:50 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

زندگی شاد

اوضاع قلب من بحرانی و حاده

درمان کن این دل را با بوسه ای ساده

من چشم به راه تو می مانم ای زیبا

وقتی تو باشی گل این زندگی شاده





طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
برچسب ها:زندگی شاد، زندگی، شاد،
[ چهارشنبه 21 اسفند 1392 ] [ 06:57 ق.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

فصل عبور

در این غوغای بودن فقط فصل عبورم

ز داغ عشق لیلی نمادی از تنورم

در این یلدای تنها کنار خاطراتم

برای گریه کردن بساطی جمع و جورم





طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
برچسب ها:فصل عبور، فصل، عبور،
[ چهارشنبه 21 اسفند 1392 ] [ 06:56 ق.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

..................





طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
[ جمعه 16 اسفند 1392 ] [ 12:19 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

تقدیمی





طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
[ جمعه 16 اسفند 1392 ] [ 12:17 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

کویر سوت و کور

کویری سوت و کورم که از عشقم به دورم

در این تنهایی دل ترک خورده غرورم


به زیر بارش غم در این سرمای دوری

ز داغ عشق لیلی نمادی از تنورم


مثال برگ زردی به دور از باغ و بستان

در این غوغای بودن فقط فصل عبورم


دلم درگیر و خسته از این آشفته بازار

شده رنگ سپیدی بر این موهای بورم


برای شاد بودن در این دنیای بی مهر

میان بی وفایان بالا رفته حضورم


در این یلدای تاریک کنار خاطراتم

برای گریه کردن بساطی جمع و جورم


هنوز چشم انتظارم در این آوارگی ها

شاید او را ببینم دمی بالای گورم





طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
[ جمعه 16 اسفند 1392 ] [ 12:15 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

خیلی سخته

خیلی سخته تنهایی

بشی باز خونه نشین

آرزوهات توی اشک

خالی شه روی زمین


با مرور خاطرات

خودتو دار بزنی

خیره شی به عکسی و

یه دفعه جار بزنی


خیلی سخته گوشه ای

بشینی با چشم خیس

حس کنی تو روزگار

کسی همرنگ تو نیس


وقتی از ته دلت

داری آهنگ میزنی

خیلی سخته بیصدا

توی آینه بشکنی





طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
[ جمعه 16 اسفند 1392 ] [ 12:14 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

بانوی رویای من

پری هفت آسمون ، بانوی خوب و نجیب

بودنت یه معجزه است توی دنیای غریب


بعد اولین نگاه ، دوست دارم به عشق تو

شب و روز بی اعتراض بمونم روی صلیب


گوشه این سرزمین رنگ چشمات واسه من

شده نیلوفر پاک ، توی گرداب فریب


میون این همه غم زیر آوار جنون

نمیدونی بخدا عاشقت شدم عجیب


رو لبای داغ تو، روی مرز عاشقی

کاش میشد خورده بشم یه روزی به رسم سیب


بذا راحتت کنم بانوی رویای من

خونه وقتی میشه باغ که تو باشی عندلیب





طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
[ جمعه 16 اسفند 1392 ] [ 12:09 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

یادت

هر شب به یادت تا سحر با چشم خیس تار میزنم

در پشت آهنگی غریب اسم تو را جار میزنم

با یک غزل سرشار غم در حسرتی بی انتها

آری خودم را بارها با یاد تو دار میزنم





طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
[ جمعه 16 اسفند 1392 ] [ 12:08 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

ظالم مباش

در روزگار بیکسی ظالم مباش ای نازنین

محض رضای آن خدا یک دم کنار من بشین

من قانع ام به بودنت اما به رسم عاشقی

از این لبان بینوا تنها تو یک بوسه بچین





طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
[ جمعه 16 اسفند 1392 ] [ 12:05 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]
.: تعداد کل صفحات 2 :. [ 1 ] [ 2 ]