تبلیغات
The Sound Of Meeting - مطالب داستان های عبرت انگیز

The Sound Of Meeting

It is nice to be important but It is important to be nice

عظمت و بزرگی خداوند

 

 

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد...

 

سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.

 

اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه جیز از دست رفته بود.

 

از شدت خشم و اندوه درجا خشک اش زد فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟"

 

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟ آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم.

 

وقتی که اوضاع خراب می شود، ناامید شدن آسان است. ولی ما نباید دلمان را ببازیم چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگی مان است.

 

پس به یاد داشته باش، در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خداوند را به کمک می خواند.

 





طبقه بندی: داستان های عبرت انگیز،
برچسب ها:کشتی شکسته، جزیره، کلبه، عظمت و بزرگی خداوند،
[ سه شنبه 26 فروردین 1393 ] [ 07:41 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

بیسکویت

<a href=

 

 

مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند.


وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و


 


ادامه مطلب



طبقه بندی: داستان های عبرت انگیز،
[ دوشنبه 6 آبان 1392 ] [ 08:33 ب.ظ ] [ love of god ] [ برگ پاییزی() ]

چرا من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

<a href=

 

خدایا چرا من ؟

آرتور اش
قهرمان افسانه ای تنیس
هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد.

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: داستان های عبرت انگیز،
[ سه شنبه 30 مهر 1392 ] [ 01:20 ب.ظ ] [ love of god ] [ برگ پاییزی() ]