تبلیغات
The Sound Of Meeting - دفتر زندگی خواب ها(اشعار سهراب سپهری)

The Sound Of Meeting

It is nice to be important but It is important to be nice

دفتر زندگی خواب ها(اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : گل كاشی 

باران نور 
كه از شبكه دهلیز بی پایان فرو می ریخت 
روی دیوار كاشی گلی را می شست.
مار سیاه ساقه این گل
در رقص نرم و لطیفی زنده بود.

گفتی جوهر سوزان رقص
در گلوی این مار سیه چكیده بود.
گل كاشی زنده بود
در دنیایی راز دار،
دنیای به ته نرسیدنی آبی.

هنگام كودكی
در انحنای سقف ایوان ها،
درون شیشه های رنگی پنجره ها،
میان لك های دیوارها،
هر جا كه چشمانم بیخودانه در پی چیزی ناشناس بود
شبیه این گل كاشی را دیدم 
و هر بار رفتم بچینم
رویایم پرپر شد.

نگاهم به تار و پود سیاه ساقه گل چسبید
و گرمی رگ هایش را حس كرد:
همه زندگی ام در گلوی گل كاشی چكیده بود.
گل كاشی زندگی دیگر داشت.
آیا این گل 
كه در خاك همه رویاهایم روییده بود
كودك دیرین را می شناخت 
و یا تنها من بودم كه در او چكیده بودم،
گم شده بودم؟

نگاهم به تار و پود شكننده ساقه چسبیده بود.
تنها به ساقه اش می شد بیاویزد.
چگونه می شد چید
گلی را كه خیالی می پژمراند؟
دست سایه ام بالا خزید.
قلب آبی كاشی ها تپید.
باران نور ایستاد:
رویایم پرپر شد. 





طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
برچسب ها:اشعار سهراب سپهری، سهراب سپهری، سهراب، سپهری، دفتر زندگی خواب ها، کلیات اشعار سهراب سپهری، گل کاشی،
[ یکشنبه 18 اسفند 1392 ] [ 05:07 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]