The Sound Of Meeting

It is nice to be important but It is important to be nice

نجوای شبانه

شب ها بجای خواب خوش با عکس تو سر میکنم

یا با خیال دیدنت من دیده را تر میکنم


با یک صدای غصه دار در حسرتی بی انتها

گوش فلک را نازنین از عشق تو کر میکنم


تنها به یاد چشم تو در این نیایش خانه ام

دیوان حافظ را عزیز مستانه از بر میکنم


در باور این زندگی تنها تو هستی عشق من

هر کسی غیر تو را از قلب خود در میکنم


در جای جای خانه ام تا روز وصلت نازنین

لبخند پر مهر تو را در قابی از زر میکنم


من دلخوشم به بودنت حتی اگر دور از منی

این خانه را با عشق تو صحرای محشر میکنم


در قلعه ای از مصحت آتش به جانم میزنی

گر تو بخواهی نازنین تکرار خیبر میکنم






طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
[ جمعه 16 اسفند 1392 ] [ 12:55 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

حسرت بوسه

در برزخ تنهایی با قلب پر از دردم

در حسرتی از بوسه دنبال تو میگردم


در خواب و خیال خود با شوق وصال تو

مجنون و غزل خوانم با رنگ و رخ زردم


غیر از تو کسی دیگر دل را نلرزانده

گر شهوتی هم بوده خنجر به دلم کردم


دور از هوس و شهوت چون منتظرت بودم

از بین همه مردم بیرون شدم و طردم


با بوی دو زلفانت در پاکی آغوشم

شب های پر از غم را با عشق تو طی کردم


ای گل تو بخند زیبا چون فصل بهاران است

شاید شبی از شب ها من پیش تو برگردم






طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
[ جمعه 16 اسفند 1392 ] [ 12:53 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

بی وفا

نفرین به تو ای بی فا تاوان عشقم این نبود

با عشوه ای بی معرفت ما را رها کردی چه زود

من میپرستیدم تو را چون بنده ای دیوانه وار

آتش زدی عشق مرا با یک هوس پایان کار


تو با هوس هایت خوشی من بیقرار بیقرار

از تو بریم مانده است یک دل شکسته یادگار


هرگز نمی بخشم تو را تا آخر این روزگار

از من به تو خواهد رسید نفرین و آه بیشمار


روزی هوس های تو نیز گردابی از غم می شود

با مردنت یک بی وفا از روزگار کم میشود..






طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
[ جمعه 16 اسفند 1392 ] [ 12:50 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

دفتر زندگی خواب ها(اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : مرز گمشده

ریشه روشنی پوسید و فرو ریخت.
و صدا در جاده بی طرح فضا می رفت.
از مرزی گذشته بود،
در پی مرز گمشده می گشت.


ادامه مطلب

[ دوشنبه 12 اسفند 1392 ] [ 10:17 ب.ظ ] [ love of god ] [ برگ پاییزی() ]

دفتر زندگی خواب ها(اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : فانوس خیس

روی علف ها چكیده ام.
من شبنم خواب آلود یك ستاره ام
كه روی علف های تاریك چكیده ام.
جایم اینجا نبود.
نجوای نمناك علف ها را می شنوم
جایم اینجا نبود.


ادامه مطلب



طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
[ دوشنبه 12 اسفند 1392 ] [ 10:13 ب.ظ ] [ love of god ] [ برگ پاییزی() ]

...

بغض گلویم را می فشارد دردش را از اعماق وجودم

از تک تک سلول های بدنم حس میکنم

و من دیگر طاقت این همه درد را ندارم

و

تصمیم گرفتم باران چشمانم جاری شود.





طبقه بندی: حرف دل...،
[ پنجشنبه 17 بهمن 1392 ] [ 01:05 ب.ظ ] [ love of god ] [ برگ پاییزی() ]

دفتر زندگی خواب ها(اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : جهنم سرگردان

شب را نوشیده ام
و بر این شاخه های شكسته می گریم.
مرا تنها گذار
ای چشم تبدار سرگردان !
مرا با رنج بودن تنها گذار.
مگذار خواب وجودم را پر پر كنم.

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
[ پنجشنبه 17 بهمن 1392 ] [ 12:45 ب.ظ ] [ love of god ] [ برگ پاییزی() ]

دفتر زندگی خواب ها(اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : باغی در صدا

در باغی رها شده بودم.
نوری بیرنگ و سبك بر من می وزید.
آیا من خود بدین باغ آمده بودم
و یا باغ اطراف مرا پر كرده بود؟
هوای باغ از من می گذشت
و شاخ و برگش در وجودم می لغزید.

 


ادامه مطلب



طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
[ پنجشنبه 17 بهمن 1392 ] [ 12:30 ب.ظ ] [ love of god ] [ برگ پاییزی() ]

دفتر مرگ رنگ(اشعار سهراب سپهری)

[ دوشنبه 6 آبان 1392 ] [ 10:15 ب.ظ ] [ love of god ] [ برگ پاییزی() ]

دفتر مرگ رنگ(اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : مرغ معما

دیر زمانی است روی شاخه این بید
مرغی بنشسته كو به رنگ معماست
نیست هم آهنگ او صدایی، رنگی


ادامه مطلب



طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
[ دوشنبه 6 آبان 1392 ] [ 10:14 ب.ظ ] [ love of god ] [ برگ پاییزی() ]

دفتر مرگ رنگ(اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : سرگذشت

می خروشد دریا.
هیچكس نیست به ساحل دریا.
لكه ای نیست به دریا تاریك
كه شود قایق
اگر آید نزدیك.


ادامه مطلب



طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
[ دوشنبه 6 آبان 1392 ] [ 10:11 ب.ظ ] [ love of god ] [ برگ پاییزی() ]

بیسکویت

<a href=

 

 

مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند.


وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و


 


ادامه مطلب



طبقه بندی: داستان های عبرت انگیز،
[ دوشنبه 6 آبان 1392 ] [ 09:33 ب.ظ ] [ love of god ] [ برگ پاییزی() ]
.: تعداد کل صفحات 11 :. [ ... ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ] [ 11 ]