The Sound Of Meeting

It is nice to be important but It is important to be nice

حسرت همیشگی

 

حرفهای ما هنوز ناتمام

تا نگاه می کنی

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی

پیش از آن که با خبر شوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

آی

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان

چقدر زود

دیر می شود.

 

شاعر:قیصر امین پور

 

************************************

و چقدر زود بود برای تو.....

 





طبقه بندی: متفرقه،
برچسب ها:حسرت همیشگی، قیصر امین پور، حرف های ناتمام، حکایت،
[ دوشنبه 26 اسفند 1392 ] [ 09:56 ق.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

گفتگو با خدا




 

در رویا دیدم که با خدا حرف میزنم


او از من پرسید :آیا مایلی از من چیزی بپرسی؟


گفتم ....اگر وقت داشته باشید....


لبخندی زد و گفت: زمان برای من تا بی نهایت ادامه دارد


 


ادامه مطلب



طبقه بندی: متفرقه،
برچسب ها:گفتگو با خدا، گفتگو، خدا، با خدا، ارزو،
[ چهارشنبه 21 اسفند 1392 ] [ 08:50 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

زندگی شاد

اوضاع قلب من بحرانی و حاده

درمان کن این دل را با بوسه ای ساده

من چشم به راه تو می مانم ای زیبا

وقتی تو باشی گل این زندگی شاده





طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
برچسب ها:زندگی شاد، زندگی، شاد،
[ چهارشنبه 21 اسفند 1392 ] [ 06:57 ق.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

فصل عبور

در این غوغای بودن فقط فصل عبورم

ز داغ عشق لیلی نمادی از تنورم

در این یلدای تنها کنار خاطراتم

برای گریه کردن بساطی جمع و جورم





طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
برچسب ها:فصل عبور، فصل، عبور،
[ چهارشنبه 21 اسفند 1392 ] [ 06:56 ق.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

اتوبوس شرکت واحد



واحد ای ماوای ما علاف ها
می بری هر روز ما را تا کجا؟
هر کجایی که رئیست پا دهد
کاش ما را در دل تو جا دهد
از فشار قبر گاهی بدتر است
هل نده اخ! بینی ام لایه در است
وارد واحد شدن کاری خفن
شیر نر می خواهد و مردی کهن
دست و پایم عضوی از مردم شده
کیف و کفش و دست و پایم گم شده
بغض من له شد فغان از درد و غم
کفش یارو گیر کرده در یقه ام
دستگیره! دست این ماشین پیر
دستگیر بی کسان! دستم بگیر
واحد این بازار سیار و بزرگ
می فروشد یک نفر گوسفند و گرگ
کفش و مسواک و سوسیس بندری
پوشک و چیپس و جوراب و بربری
توی واحد گشته روشن دیده ام
شخصیت های فراوان دیده ام
دیده ام اشخاص مطرح در جهان
لینچان و یانگوم شرک ایکیوسان
کاکرو جیمبو خپل اسفندیار
دکتر ارنست بیگلی بیگلی مورچه خوار
گر چه از واحد سخن ها در سر است
می روم چون ایستگاه اخر است
اخر خط ناقه در گل مانده است
یک سوال سخت در دل مانده است
مبدا و مقصد فقط پایانه هاست
ما نفهمیدیم اغازش کجاست...


شاعر:صابر قدیمی




طبقه بندی: طنز منظوم،
برچسب ها:اتوبوس شرکت واحد، اتوبوس، شرکت، واحد، شرکت واحد،
[ سه شنبه 20 اسفند 1392 ] [ 01:28 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

دفتر زندگی خواب ها(اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : گل كاشی 

باران نور 
كه از شبكه دهلیز بی پایان فرو می ریخت 
روی دیوار كاشی گلی را می شست.
مار سیاه ساقه این گل
در رقص نرم و لطیفی زنده بود.


ادامه مطلب



طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
برچسب ها:اشعار سهراب سپهری، سهراب سپهری، سهراب، سپهری، دفتر زندگی خواب ها، کلیات اشعار سهراب سپهری، گل کاشی،
[ یکشنبه 18 اسفند 1392 ] [ 04:07 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

دفتر زندگی خواب ها(اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : یادبود 

سایه دراز لنگر ساعت
روی بیابان بی‌پایان در نوسان بود:
می‌آمد، می‌رفت.
می‌آمد، می‌رفت.


ادامه مطلب



طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
برچسب ها:کلیات اشعار سهراب سپهری، اشعار سهراب سپهری، سهراب سپهری، سهراب، سپهری، دفتر زندگی خواب ها، یادبود،
[ یکشنبه 18 اسفند 1392 ] [ 04:06 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

دفتر زندگی خواب ها(اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : مرز گمشده 

ریشه روشنی پوسید و فرو ریخت.
و صدا در جاده بی طرح فضا می رفت.
از مرزی گذشته بود،
در پی مرز گمشده می گشت.


ادامه مطلب



طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
برچسب ها:کلیات اشعار سهراب سپهری، سهراب سپهری، سهراب، سپهری، دفتر زندگی خواب ها، مرز گمشده،
[ یکشنبه 18 اسفند 1392 ] [ 04:02 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

نامه نگاری



نامه یعنی انچه ادم می نویسد بهر یار

گر که داری خوش به حالت گر نداری خب نداری

در میان نامه ادم چیزهایی می نویسد

چیزهای بی سر و ته غالبا هم استعاری

شخص عاشق در میان نامه بر حیثیت خود

حمله گاهی می کند ان هم به شکل انتحاری

از خودش می کاهد و بر یار می افزاید این سان:

من شبیه AngryBirds یار مانند قناری

من تلاطم گونه ای از ترجمانی ناشکیبم!

تو ولی لبریز از عطر فلان ماه بهاری

این چرندیات را تنها اگر باشی تو عاشق

می نویسی تو از ته دل کاملا هم اختیاری

البته اینها فقط یک جور از نامه نگاری ست

هست بیش از ششصدوهفده مدل نامه نگاری

قبض اب و برق از انواع منفور است و ضمنا

نیست چیزی بدتر از نامه نگاری اداری

لااقل یک سال باید در پی امضا دویدن

وای از ان روزی که باشد کار ادم اضطراری

الغرض از نامه گفتن کار اسانی ست اما

از دو چشمت هست پیدا حوصله دیگر نداری!





طبقه بندی: طنز منظوم،
[ جمعه 16 اسفند 1392 ] [ 12:34 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

..................





طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
[ جمعه 16 اسفند 1392 ] [ 12:19 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

تقدیمی





طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
[ جمعه 16 اسفند 1392 ] [ 12:17 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

کویر سوت و کور

کویری سوت و کورم که از عشقم به دورم

در این تنهایی دل ترک خورده غرورم


به زیر بارش غم در این سرمای دوری

ز داغ عشق لیلی نمادی از تنورم


مثال برگ زردی به دور از باغ و بستان

در این غوغای بودن فقط فصل عبورم


دلم درگیر و خسته از این آشفته بازار

شده رنگ سپیدی بر این موهای بورم


برای شاد بودن در این دنیای بی مهر

میان بی وفایان بالا رفته حضورم


در این یلدای تاریک کنار خاطراتم

برای گریه کردن بساطی جمع و جورم


هنوز چشم انتظارم در این آوارگی ها

شاید او را ببینم دمی بالای گورم





طبقه بندی: اشعار سامان سعیدی،
[ جمعه 16 اسفند 1392 ] [ 12:15 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]