The Sound Of Meeting

It is nice to be important but It is important to be nice

...





ادم ها گریه می کنند


نه به این خاطر که ضعیف هستند

به این خاطر که مدت زمان زیادی

قوی بودند...




طبقه بندی: متفرقه،
برچسب ها:ضعیف، زمان، قوی، گریه،
[ دوشنبه 17 شهریور 1393 ] [ 09:46 ق.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

نصیحت های جالب کورت وانگات برای دانشجوها

سلام دوستان گلم این مطلب رو در سایت محفل ادبی گلستان خوندم گفتم بزارم شما ها هم ازش استفاده کنید حتما بخونید

و از دستش ندید!!!!!!!!




اگر می خواستم برای آینده ی شما فقط یک نصیحت بکنم، راه مالیدن کرم ضد آفتاب را توصیه میکردم. خواص مفید آثار مفید و دراز مدت کرم ضد آفتاب توسط دانشمندان ثابت شده است، در حالی که سایر نصایح من هیچ پایه و اساس قابل اعتمادی جز تجربه های پر پیچ و خم شخص بنده ندارند. اینک این نصایح را خدمتتان عرض میکنم.قدر نیرو و زیبایی جوانیتان را بدانید، ولی اگر هم ندانستید، مهم نیست! روزی قدر نیرو و زیبایی جوانی تان را ...خواهید دانست که طراوت آن رو به افول گذارد. اما باور کنید تا بیست سال دیگر، به عکس های جوانی خودتان نگاه خواهید کرد و به یاد می آورید چه امکاناتی در اختیارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده اید. آن طور که تصور می کردید چاق نبودید. همه چیز در بهترین شرایطش بوده تا شما احساس خوب داشته باشید.نگران آینده نباشید. اگر هم دلتان میخواهد نگران باشید، فقط این را بدانید که نگرانی همان اندازه مؤثر است که جویدن آدامس بادکنکی در حل یک مساله ی جبر.مشکلات اساسی زندگی شما بی تردید چیزهایی خواهند بود که هرگز به مخیله ی نگرانتان هم خطور نکرده اند، از همان نوعی که یک روز سه شنبه ی عاطل و باطل ناگهان احساس بد پیدا می کنید و نسبت به همه چیز بدبین میشوید! با دل دیگران بی رحم نباشید و با کسانی که با دل شما بی رحم بوده اند، سر نکنید.نخ دندان بکار ببرید.عمرتان را با حسادت تلف نکنید. گاهی شما جلو هستید و گاهی عقب. مسابقه طولانی است و سر انجام، خودتان هستید که با خودتان مسابقه میدهید.ناسزا ها را فراموش کنید. اگر موفق به انجام این کار شدید راهش را به من هم نشان بدهید.نامه های عاشقانه ی قدیمی را حفظ کنید. صورت حسابهای بانکی و قبضها و ... را دور بیاندازید.اگر نمی دانید می خواهید با زندگیتان چه بکنید، احساس گناه نکنید. جالبترین افرادی را که در زندگی ام شناخته ام در 22 سالگی نمی دانستند می خواهند با زندگیشان چه کنند. برخی از جالبترین چهل ساله هایی هم که می شناسم هنوز نمیدانند.تا میتوانید کلسیم بخورید. با زانوهایتان مهربان باشید. وقتی قدرت زانوهای خود را از دست دادید کمبودشان را به شدت حس خواهید کرد.ممکن است ازدواج کنید، ممکن است نکنید. ممکن است صاحب فرزند شوید، ممکن است نشوید. ممکن است در چهل سالگی طلاق بگیرید، احتمال هم دارد که در هشتاد و پنجمین سالگرد ازدواجتان رقصکی هم بکنید. هرچه می کنید، نه زیاد به خودتان بگیرید، نه زیاد خودتان را سرزنش کنید. انتخاب های شما بر پایه ی 50 درصد بوده، همانطور که مال همه بوده..دستورالعملهایی که به دستتان میرسد را تا ته بخوانید، حتی اگر از آنها پیروی نمی کنید.از خواندن مجلات زیبایی پرهیز کنید. تنها خاصیت آنها این است که بشما بقبولانند که زشتید .در شناخت پدر و مادر خود بکوشید. هیچ کس نمی داند که آنان را کی برای همیشه از دست خواهید داد. با خواهران و برادران خود مهربان باشید. آنها بهترین رابط شما با گذشته هستند و به گمان قوی تنها کسانی هستند که بیش از هر کس دیگر در آینده به شما خواهند رسید.به یاد داشته باشید که دوستان می آیند و می روند، ولی آن تک و توک دوستان جان جانی که با شما می مانند را حفظ کنید. برای پل زدن میان اختلافهای جغرافیایی و روشهای زندگی سخت بکوشید، زیرا هرچه بیشتر از عمر شما بگذرد، بیشتر پی می برید که به افرادی که در جوانی می شناختید محتاجید.سفر کنید.برخی حقایق لاینفک را بپذیرید: قیمتها صعود می کنند، سیاستمداران کلک میزنند، شما هم پیر میشوید. و آنگاه که شدید، در تخیلتان به یاد می آورید که وقتی جوان بودید قیمتها مناسب بودند، سیاستمداران شریف بودند، و بچه ها به بزرگترهایشان احترام میگذاشتند.به بزرگترها احترام بگذارید.توقع نداشته باشید که کس دیگری نان آور شما باشد. ممکن است حساب پس اندازی داشته باشید. شاید هم همسر متمولی نصیبتان شده باشد. ولی هیچگاه نمی توانید پیش بینی کنید که کدام خالی میشود یا به شما جاخالی می دهد.خیلی با موهایتان ور نروید وگرنه وقتی چهل سالتان بشود، شبیه موهای هشتاد ساله ها میشود. دقت کنید که نصایح چه کسی را می پذیرید، اما با کسانی که آنها را صادر می کنند بردبار و صبور باشید. نصیحت ، گونه ی دیگر غم غربت است. ارائه ی آن روشی برای بازیافت گذشته از میان تل زباله ها، گردگیری آن و ماله کشیدن بر روی زشتی ها و کاستی هایشان و مصرف دوباره ی آن به قیمتی بالاتر از آنچه ارزش دارد، است. اما اگر به این مسایل بی توجه هستید لااقل حرفم درمورد کرم ضد آفتاب بپذیرید.


ادامه مطلب



طبقه بندی: متفرقه،
برچسب ها:داستان، کورت وانگات، نصیحت، متن، متن زیبا،
[ جمعه 7 شهریور 1393 ] [ 09:59 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

...


این قصه هم رسیده به پایان خداحافظ


جان شما و خاطره هامان خداحافظ

من میروم بدون تو اما دعایم کن

در اولین تراوش باران خداحافظ
 




طبقه بندی: متفرقه،
برچسب ها:خداحافظی،
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 12:08 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

دفتر اواز افتاب (اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : بی تار و پود


در بیداری لحظه‌ها
پیكرم كنار نهر خروشان لغزید.
مرغی روشن فرود آمد
و لبخند گیج مرا برچید و پرید.
ابری پیدا شد
و بخار سرشكم را در شتاب شفافش نوشید.
نسیمی برهنه و بی پایان سركرد
و خطوط چهره ام را آشفت و گذشت.
درختی تابان
پیكرم را در ریشه سیاهش بلعید.
طوفانی سررسید
و جاپایم را ربود.

نگاهی به روی نهر خروشان خم شد:
تصویری شكست.
خیالی از هم گسیخت.





طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
برچسب ها:کلیات اشعار سهراب سپهری، دفتر اواز افتاب، بی تار و پود، تصویری، نگاهی، لبخند، گیج،
[ سه شنبه 28 مرداد 1393 ] [ 08:37 ق.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

دفتر اواز افتاب (اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : ای نزدیك

در نهفته ترین باغ ها ، دستم میوه چید.
و اینك ، شاخه نزدیك ! از سر انگشتم پروا مكن.
بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست ، عطش آشنایی است.
درخشش میوه ! درخشان تر.
وسوسه چیدن در فراموشی دستم پوسید.
دورترین آب
ریزش خود را به راهم فشاند.
پنهان ترین سنگ


ادامه مطلب



طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
برچسب ها:کلیات اشعار سهراب سپهری، دفتر اواز افتاب، ای نزدیک، عقاب، میوه، فراموشی، باغ ها،
[ شنبه 25 مرداد 1393 ] [ 07:22 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

دفتر اواز افتاب (اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : ...

رویا زدگی شكست : پهنه به سایه فرو بود.
زمان پرپر می شد.
از باغ دیرین ، عطری به چشم تو می نشست.
كنار مكان بودیم. شبنم دیگر سپیده همی بارید.
كاسه فضا شكست. در سایه - باران گریستم، و از چشمه غم بر آمدم.
آلایش روانم رفته بود. جهان دیگر شده بودم.
در شادی لرزیدم ، و آن سو را به درودی لرزاندم.
لبخند در سایه روان بود . آتش سایه ها در من گرفت : گرداب آتش شدم.
فرجامی خوش بود: اندیشه نبود.
خورشید را ریشه كن دیدم.
و دروگر نور را ، در تبی شیرین ، با لبی فرو بسته ستودم.





طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
برچسب ها:کلیات اشعار سهراب سپهری، دفتر اواز افتاب، خورشید، اشعار سهراب سپهری، اتش، باغ، شبنم،
[ شنبه 25 مرداد 1393 ] [ 07:17 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

دفتر زندگی خواب ها (اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : پرده

پنجره ام به تهی باز شد
و من ویران شدم.
پرده نفس می كشید

دیوار قیر اندود!
از میان برخیز.
پایان تلخ صداهای هوش ربا!
فرو ریز.


ادامه مطلب



طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
برچسب ها:کلیات اشعار سهراب سپهری، دفتر زندگی خواب ها، پرده، شکوفه، هستی، دوزخ، فراموشی،
[ پنجشنبه 23 مرداد 1393 ] [ 07:21 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

دفتر زندگی خواب ها (اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : نیلوفر

از مرز خوابم می گذشتم،
سایه تاریك یك نیلوفر
روی همه این ویرانه فرو افتاده بود.
كدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟


ادامه مطلب



طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
برچسب ها:کلیات اشعار سهراب سپهری، دفتر زندگی خواب ها، نیلوفر، سرزمین، مرده، رویا، سیلاب،
[ پنجشنبه 23 مرداد 1393 ] [ 07:16 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

دفتر زندگی خواب ها (اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : لولوی شیشه ها

در این اتاق تهی پیكر
انسان مه آلود !
نگاهت به حلقه كدام در آویخته ؟

درها بسته
و كلیدشان در تاریكی دور شد.
نسیم از دیوارها می تراود:
گل های قالی می لرزد.
ابرها در افق رنگارنگ پرده پر می زنند.
باران ستاره اتاقت را پر كرد
و تو در تاریكی گم شده ای
انسان مه آلود!


ادامه مطلب



طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
برچسب ها:کلیات اشعار سهراب سپهری، دفتر زندگی خواب ها، لولوی شیشه ها، انسان، تنهایی، نسیم، تاریکی،
[ پنجشنبه 23 مرداد 1393 ] [ 07:12 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

دفتر زندگی خواب ها (اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : سفر

پس از لحظه های دراز
بر درخت خاكستری پنجره ام برگی رویید
و نسیم سبزی تار و پود خفته مرا لرزاند.
و هنوز من
ریشه های تنم را در شن های رویاها فرو نبرده بودم
كه براه افتادم.


ادامه مطلب



طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
برچسب ها:کلیات اشعار سهراب سپهری، سفر، دفتر زندگی خواب ها، اشعار سهراب سپهری، درخت، پنجره، نسیم،
[ پنجشنبه 23 مرداد 1393 ] [ 07:06 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

دفتر زندگی خواب ها (اشعار سهراب سپهری)

نام شعر : بی پاسخ

در تاریكی بی آغاز و پایان
دری در روشنی انتظارم رویید.
خودم را در پس در تنها نهادم
و به درون رفتم:
اتاقی بی روزن تهی نگاهم را پر كرد.
سایه ای در من فرود آمد
و همه شباهتم را در ناشناسی خود گم كرد.
پس من كجا بودم؟
شاید زندگی ام در جای گمشده ای نوسان داشت
و من انعكاسی بودم
كه بیخودانه همه خلوت ها را بهم می زد
در پایان همه رویاها در سایه بهتی فرو می رفت.



ادامه مطلب



طبقه بندی: کلیات اشعار سهراب سپهری،
برچسب ها:کلیات اشعار سهراب سپهری، اشعار سهراب سپهری، دفتر زندگی خواب ها، بی پاسخ، تنها، رویا، زندگی،
[ دوشنبه 20 مرداد 1393 ] [ 07:32 ب.ظ ] [ love of god ] [ نظرات() ]

انواع داداش برای دخترای امروزی!!!

 

اصولا دخترهای این زمونه هفت – هشت نوع داداش دارند. هر کدوم از داداشاشونو هم واسه یه کاری میخوان.
 
 
 
داداش شماره یک: بچه پولدار
 ماشین داره، رستوران خوب میرن باهم! اینترنت ۲۴ ساعته مجانی هم بعنوان اشانتیون بهشون میده.
 
 
 
داداش شماره دو: یه پسر رومانتیک
 خوراک درددل بشینن نصفه شبها با هم درد دل کنن و گریه کنن با هم.
 

 
 
داداش شماره سه: بچه خلاف و شر چت روم
 هر پسری بخواهد تو اینترنت اذیتشون کنه، خان داداش جون حالشو میگیره.
 
 
 


ادامه مطلب



طبقه بندی: متفرقه،
برچسب ها:انواع داداش برای دخترهای امروزی!!!، داداش پولدار!، داداش رمانتیک!، اینترنت، کامپیوتر،
دنبالک ها:منبع،
[ چهارشنبه 1 مرداد 1393 ] [ 12:29 ب.ظ ] [ love of god ] [ برگ پاییزی() ]
.: تعداد کل صفحات 11 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]